در یک نگاه

  • استاد روابط بين الملل دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران
  • دكترای علوم سياسى از دانشگاه پاريس
  • سرپرست دفتر خدمات حقوقى
    بين المللى ايران در اروپا
  • نماینده‌ دو دوره‌ مجلس شورای اسلامی
  • وکیل پایه یک دادگستری
  • کشاورز

به نام خدا

ملت سلحشور و سرفراز ايران

بيش از يك صد سال پيش از اين كه بسياري از كشورهاي منطقه يا به عنوان كشور وجود نداشتند يا زير سلطه بيگانگان بودند پدران سلحشورمان انقلاب بزرگ مشروطه را به پا كردند تا حكومت مطلقه را از پا بيفكنند و آن را  محدود و مشروط كنند و با تأسيس عدالت خانه و دادگستري مدرن ، قضات مستقل و عادل را به مسند قضا نشانند تا حق و عدل استقرار يابند و جلوگيري از باز توليد استبداد تضمين شود و نمايندگان منتخب را به مجلس قانونگذار فرستادند تا حاكميت ملي را مستقر كنند . ولي پس از هفتاد سال ناكامي به ناچار انقلابي سترگ را پي ريختند تا حكومت مطلقه بازتوليد شده را براندازند و استقلال و آزادي را بازيابند و در انديشه  اجتناب از هزينه سنگين انقلابي ديگر پس از دو دهه در جستجوي گمگشته خود يعني آزادي طرحي نو در قالب جنبش اصلاحگر در انداختند تا كشتي آزادي را در درياي پرتلاطم و بيرحم سياست بيابند و به ساحل رسانند ولي افسوس اين بار نيز به دلائلي كه خود مي دانيد از جمله بي كفايتي ناخدايانش كشتي به گل نشست . و اين در حالي بود كه ملل منطقه عليرغم فقدان مبارزاتي همسنگ با مجاهدتهاي درخشان ملت ايران به دستاوردهاي خيره كننده در مردم سالاري و آزادي رسيدند . از جمله در شبه قاره كه نزديك به نيم قرن پس از پيروزي حماسه ضد استبدادي مشروطه ايران زمين رسماً‌گرفتار استعمار بود اكنون بزرگترين دموكراسي جهان استقرار يافته و در همسايگي غربي وشرقي كه فاقد تعريف كشور بودند و كوچكترين ردپائي از نظام هاي مردم سالار انتخابي در آنها يافت نمي شد و عليرغم اشغال نظامي ،‌اكنون نهادهاي مردم سالار با انتخاباتي سالم ،‌آزاد و رقابتي و صد البته بدون نظارت استصوابي به نيابت از مردمان حكومت مي كنند. امروز ملت بزرگ ما كه خود را گرفتار دورو تسلسلِ باطل و بن بستِ دو سره تحمل ماجراجويان يا پذيرش فرصت سوزان مي بيند و در مقايسه با ملل منطقه در مي يابد كه تفاوت ره از كجاست تا به كجا!! در مقابل اين پرسش قرار مي گيرد كه : چه شده است ؟ و چه بايد كرد ؟

 درپاسخ به پرسش اول ( چه شده است؟) بايد گفت : ملت بزرگ هزينه هاي سنگين و خونين جنبش ها را تحمل كرد و پيروز شد ولي در صيانت از دستاوردها كوتاهي نموده و حساسيت لازم را به خرج نداد و با اعطاء سفيد امضاء‌ به حاكمان از تحريف هاي اندك و تدريجي كه انباشت مي شدند جلوگيري نكرد در حاليكه صيانت از دستاوردها تلاش مضاعف ، نظارت مستمر و حساسيت بيشتر مي طلبيد .

دو راهي سرنوشت ساز

 در پاسخ به پرسش دوم ( چه بايد كرد؟)‌ مي توان گفت : ملت بزرگ بر سر دوراهي سرنوشت ساز قرار گرفته و فقط دو راه در پيش رو دارد :

1-  الف- ملت همچنان ابتكار عمل و اختيار خويش را به دست حكام سپارد كه در اينصورت بايد نتيجه منطقي آن را بپذيرد و ادامه  وضع موجود را با همه ي خطراتش نظاره كند و هر روز نابسامانيهاي فزاينده را كه با تقارن بحران مالي اعتباري جهاني و كاهش احتمالي بهاي نفت تشديد خواهد شد مشاهده نمايد و تحريم هاي بين المللي ناشي از قطعنامه هاي شوراي امنيت كه تأثير مخرب خود را كم كم نشان مي دهند دست و پنجه نرم كند -هرچند به زعم بعضي ها اين قطعنامه ها كاغذ پاره هائي بيش نيستند - و با ادامه جدال حاكمان با جامعه جهاني انزواي بيشتر خويش را انتظار كشد ،‌گسترش خط فقر را علي رغم وجود امكانات يك قاره در كشور مشاهده كند و با حدود 8 ميليون پرونده قضائي در سال كه حداقل 16 ميليون نفر از شهروندان را درگير و ارتكاب جرائم و جنايات نفرت انگيز را به ارمغان مي آورد از ادعاي اسوه و الگوي جهاني شدن دست بردارد و شمار فزاينده شهروندانش كه در جستجوي اندك حقوق شهروندي در ناكجا آباد گيتي آواره هستند را رصد كند و فرار مغزها را كه ركورد جهاني دارد در كنار فرار سرمايه ها و مرگ خاموش چند ميليون جوان معتاد نظاره كند و به حاكمان خود كه همه ي مشكلات مردم خویش را حل كرده اند و اكنون براي حل مشكلات بشريت نسخه مديريت بين المللي مي پيچند مدال مديريت اعطا نمايد .

1- ب- در بهترين حالت به كساني دل ببندد كه عليرغم برخورداري از حمايت صميمانه اكثريت قريب به اتفاق افكار عمومي داخلي و بين المللي و اكثريت پارلماني يك دوره فرصت ها را سوختند  و در قامت تداركاتچي ظاهر شدند و به دانشجويان خشمگين از بي كفايتي ها توهين كردند و انتخاباتي را كه خود غير آزاد ، غير عادلانه و غير رقابتي  می خواندند اجرا كردند و اكنون دوباره خيز برداشته اند تا ملت را به عقب برگردانند و مردم را از امكان تغييرات محروم كنند و اگر ملت يكبار ديگر به آنها اعتماد کند و با اقبال از آنها كه آزموده شده اند دوباره تن به آزمون دهد نبايد كسي را سرزنش نمايد .

نسيم تغييرات

2- راه ديگری که پيش روی مردم ايران است اينکه چون خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر آنكه آن قوم خود سرنوشت خويش را تغيير دهد ملت تصميم گيردکه سرنوشت خويش را تغيير دهد و به جاي تحمل شرايط اسفبار امروز كه خواست ماجراجويان است يا بازگشت به وضعيت غمبار ديروز كه آرزوي فرصت سوزان است فرداي اميد و بهروزي را رقم زند و به جاي تماشاي جدال كارگزاران با جامعه جهاني راه آشتي و همكاري با جهان را برگزيند و در عين پرهيز از تحمل هزينه  انقلابي ديگر به تغييرات حتي در چارچوب ساختار فعلي بيانديشد و با نه بزرگ به آن دو طايفه ،ايران را از نو بسازد در اين صورت من غير نظامي قاسم شعله سعدي  با دانش اندكي از الفباي سياست و حقوق و تجربه ي ناچيزي در عرصه هاي ملي و بين المللي ولي با پشتوانه ي كوهي از غيرت و اراده نسيم تغييرات را همراه با برنامه هاي سياسي اقتصادي فرهنگي اجتماعي نويد مي دهم و اگر شما ملت بزرگ حمايت كنيد نه در چهره يك تداركاتچي و نه در قامت يك ماجراجو كه در سيماي يك رئيس جمهور با همه مسئوليتهايش و عليرغم همه  خطراتش در جهت تأمين منافع ملي وتاکيد بر هويت ايراني و با اغتنام از فضاي جديد بين المللي و ظرفيت هاي بيكران ملي به كمك شما و براي شما طرحي نو در اندازم .

خدایا قدرتی بر من عطا فرما که از دست کج اندیشان بحران ساز و فرصت سوز ؛ ایران را رها سازم

 قاسم شعله سعدی

۵ اسفند ١٣٨٧

 

 

 

 
Site Search
تمامی حقوق این سایت متعلق به دکتر قاسم شعله سعدی می باشد 2009 ©