در یک نگاه

  • استاد روابط بين الملل دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران
  • دكترای علوم سياسى از دانشگاه پاريس
  • سرپرست دفتر خدمات حقوقى
    بين المللى ايران در اروپا
  • نماینده‌ دو دوره‌ مجلس شورای اسلامی
  • وکیل پایه یک دادگستری
  • کشاورز

گفت و گو با قاسم شعله سعدی، نماینده‌ی پیشین در دو دوره‌ی مجلس شورای اسلامی
«حکومت ایران از فقدان رابطه با آمریکا سود می‌برد»
ایرج ادیب‌زاده

یک روز پس از آن‌که باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا گفت اگر اگر ایران ابراز دشمنی را کنار بگذارد، آمریکا آماده‌ی برقراری ارتباط دوستانه با این کشور است. محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهوری اسلامی ایران در واکنش به این گفته‌ها خواستار عذرخواهی آمریکا از ایران شد.

بلافاصله سخنگوی کاخ سفید، رابرت گیبس پاسخ داد باراک اوباما مدافع گفت و گو و راه حل دیپلماتیک در برابر ایران است و افزود اما امکان استفاده از نیروی نظامی را نیز برای خود محفوظ می‌دارد.

سخنگوی کاخ سفید تأکید کرد به روشنی معلوم نیست که گفت و گو با چه کسی در ایران صورت خواهد گرفت. در عین حال هاشمی رفسنجانی، روز جمعه خطاب به باراک اوباما گفت دولت ایران این انتظار را دارد که رییس جمهور جدید آمریکا یک گام منصفانه و عاقلانه بردارد.

به طوری که حق ایران ضایع نشود و این کشور از اضطراب بیرون بیاید. برای بررسی تضاد گفته‌ها در میان مقام‌های جمهوری اسلامی درباره‌ی رویکرد رییس جمهوری جدید آمریکا در پیدا کردن راه حل دیپلماتیک با ایران، با آقای قاسم شعله سعدی، استاد دانشگاه و وکیل دعاوی، نماینده‌ی پیشین در دو دوره‌ی مجلس شورای اسلامی در تهران گفت و گو کرده‌ام.

آقای شعله سعدی، شما این تضاد گفته‌های مسئولان جمهوری اسلامی در برابر رویکرد جدید آمریکا مقابل ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اولاً چیز جدیدی نیست. در ایران همیشه مقامات حرف‌های مختلف زده‌اند. گویا یک آنارشی یا ملوک‌الطوایفی در سیستم حکومتی ایران وجود دارد که مقاماتش گاهی موضع‌گیری‌های متضاد دارند. در نهایت حرف نهایی را آقای خامنه‌ای می‌زند.

قاسم شعله‌سعدی، وکیل دادگستری و نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی

از سوی دیگر، آقای هاشمی رفسنجانی خواستار برداشتن گام منصفانه و عاقلانه از سوی رییس جمهوری آمریکا شده تا این کشور از اضطراب بیرون بیاید. در حقیقت مسأله‌ی سرنگونی جمهوری اسلامی از سوی آمریکا کنار گذاشته شود و این حکومت به رسمیت شناخته شود. ۳۰ سال پس از انقلاب اسلامی همچنان مسئولان خواستار به رسمیت شناخته شدن هستند؟

به نظر من اشتباه از خود آمریکا بود که جزو اولین کشورهایی بود که حکومت انقلابی ایران را به رسمیت شناخت. همین ابتکار عملی که آقای اوباما به خرج داده است در واقع به معنی به رسمیت حکومت هم هست.

یعنی اول حکومت را به رسمیت می‌شناسند و بعد تقاضای مذاکره و روابط با آن می‌کنند. لذا نفس این ابتکار عمل هم خود به خود به معنی به رسمیت شناختن حکومت و تضمین به عدم براندازی است.

ولی به نظر من ایران دنبال یافته‌هایی می‌گردد که این پیشنهاد را خنثی بکند. البته آمریکاییان توپ را در زمین ایران انداخته‌اند.

اگر در زمان مناسب این پروسه به جایی نرسد آمریکاییان می‌توانند تبلیغ کنند که ببینید ما همه نوع امتیاز و اعتمادی را به ایران دادیم تا روابط را عادی بکند تا مصایبی که موجب نگرانی جامعه‌ی جهانی است را مرتفع بکند و نکرده است. بنابراین حالا افکار عمومی بین‌المللی می‌تواند از اقدامات تندتر علیه‌ی ایران حمایت بکند.

آقای شعله ‌سعدی، به نظر شما مناسبات ایران و آمریکا برای ایجاد شرایطی که رییس جمهوری جدید آمریکا گفته است یعنی همکاری مستقیم و بدون قید و شرط با ایران چه تغیری باید پیدا بکند؟

ورای ظاهر قضیه مشکلات ایران و آمریکا، مشکلات ایران و آمریکا مشکلات اساسی است. اولین آن به بحث فعالیت‌های اتمی ایران برمی‌گردد که آمریکاییان نمی‌خواهند این فعالیت‌ها را بپذیرند و عملاً راه حلی برای آن وجود ندارد.

دومین بحث به روند صلح خاورمیانه بر‌می‌گردد. آقای احمدی‌نژاد گفته است آمریکا دست از حمایت از اسرائیل بردارد. در حالی که این برای آمریکا مقدور نیست.

اسرائیل متحد استرتژیک آمریکا در منطقه است و آمریکا تعهد داده است که از اسرائیل حمایت بکند. بنابراین گره‌های کور اصلی این است یا در همین رابطه اتهام ایران راجع به تروریسم است.

بحث حقوق بشر را هم می‌توان به این اضافه کرد. اما برای آمریکاییان بحث حقوق بشر ایران خیلی تعیین کننده نیست. چون اگر حقوق بشر در ایران نقض می‌شود، خطری برای شهروندان آمریکا ندارد.

شهروندان ایران هستند که متحمل این مشکلات می‌شوند. لذا حقوق بشر فقط چاشنی قضیه است. ولی این سه مطلب دیگر یعنی برنامه‌های اتمی ایران و طرح صلح خاورمیانه و همین‌طور بحث حمایت از تروریسم که اتهام ایران است از موضوعات اصلی است که فکر نمی‌کنم با مذاکره حل شود.

به علاوه این‌که حکومت ایران از فقدان رابطه با آمریکا سود می‌برد. این ذهنیت وجود دارد که اگر آمریکاییان با تهران روابطی داشته باشند دست به کار نوعی براندازی نرم می‌شوند‌ یا از نوع انقلاب‌های نارنجی در ایران راه می‌اندازند.

آیا انتخابات آینده‌ی ریاست جمهوری در ایران تعیین کننده‌ خواهد بود؟ در حال حاضر چه وضعیتی در مورد انتخابات خرداد‌ماه آینده در ایران وجود دارد.

در ایران نظر ولایت فقیه ارجح‌ است و حرف آخر را آقای خامنه‌ای می‌‌زند. اما دولت هم می‌تواند نقشی داشته باشد. کما این‌که مجلس هم می‌تواند نقشی داشته باشد و بعضی از مسایل را تعدیل بکند.

برای نمونه اگر می‌بینید که از سوی رهبری، سیاست رادیکال اتخاذ می‌شود یکی از دلایل عمده‌اش این است که یک مجلس مطیع و یک رییس جمهور مطیع در اختیارش است.

یعنی مجلسی داریم که خودش رأساً قانون تصویب می‌کند و اختیارات خود را کاهش می‌دهد و این در دنیا و تاریخ بی‌نظیر است. یا رییس جمهوری که شما می‌‌بینید این سیاست‌ها را بی‌چون و چرا اجرا می‌کند.

اگر رییس جمهوری در ایران روی کار بیاید که متعهد به رعایت حقوق شهروندان و رعایت منافع ملی ایران باشد و سیاستی را مبتنی بر حفظ، ارتقا و تأمین حقوق ملت ایران و منافع ملی ایران تنظیم بکند و موانع عمده‌ای که بر سر دموکراسی ایران وجود دارد مثل نظارت استصوابی شورای نگهبان را که سبب شده است مجلسی به این مطیعی تشکیل شود و رییس جمهوری به این شکل بر سر کار بیاید، بردارد یک عامل بسیار مهم است.

آن‌وقت ارکان حکومت مطیع چشم و گوش بسته‌ نخواهند بود. ممکن است در این صورت در چارچوب منافع ملی ایران موضع‌گیری بکنند.

در این راستا می‌شود نتایجی را به بار آورد و مردم به طور نسبی نفس راحتی بکشند. در چارچوب فعلی حکومت هم اگر تحولی به این شکل رخ بدهد منشا آثار قابل توجهی خواهد بود.

لینک اصلی

 
Site Search
تمامی حقوق این سایت متعلق به دکتر قاسم شعله سعدی می باشد 2009 ©